دلتنگی

شقایق

که با شوق

در شور زندگی

شناور بودی

چه شده تو را

که با سکوتی سرد

بر سنگی سیاه

سلانه سلانه

ما را به سوی باور ِ نبودنت

سوق می‌دهی

چه شده ما را

که داریم باور می‌کنیم

که خاک*، خاکِ پذیرنده

اشارتی‌ست به آرامش...

 

*به قول تو : من نه تنها این خط بلکه بهانه های ساده ی خوشبختی ام را از فروغ وام گرفته ام

/ 1 نظر / 6 بازدید
نیکو

سرد سرد به نگاه مردمان زل زده دانه های خاکی که حالا ذرات وجودت، لحظه لحظه بودن با شکوهت را به آغوش می‌کشند چه نفیس نگاهش را بر قابی هدیه می‌کنند نگاهی که سال‌ها بر قلب ها قاب بود و امروز بر دیوار ...